تحت رهبری نارندرا مودی، عنصر ملیگرایی و هویت مذهبی در سیاست هند برجسته شده است، که منتقدان آن را به ایدئولوژی هندو توا مرتبط میدانند. در این زمینه، برخی محافل نیز روابط رو به رشد با اسرائیل را به عنوان یک همسویی ایدئولوژیک معرفی میکنند. سوال این است که اگر دین به عنوان سلاحی در سیاست استفاده شود، اثرات جهانی آن چقدر میتواند خطرناک باشد؟ وقتی دین فراتر از باور شخصی میرود و به ستون اصلی روایت دولت تبدیل میشود، حساسیت در هر دو جبهه داخلی و خارجی افزایش مییابد. در یک جامعه چند مذهبی مانند هند، اگر روایت سیاسی حول محور هویت اکثریت بچرخد، میتواند در میان اقلیتها اضطراب ایجاد کند که بر هماهنگی اجتماعی و تعادل دموکراتیک تأثیر میگذارد. اگر این روند در سیاست خارجی منعکس شود، کشورهای همسایه میتوانند آن را به عنوان یک همسویی ایدئولوژیک ببینند.آسیای جنوبی در حال حاضر از بیاعتمادی بین دو کشور دارای قابلیتهای هستهای، پاکستان و هند، رنج میبرد. اگر رهبری سیاسی احساسات مذهبی را به روایتهای امنیت ملی پیوند دهد، به هر حادثهای میتوان رنگ و بوی احساسی داد و احتمال واکنش تند را به جای راهحل دیپلماتیک افزایش داد. به همین ترتیب، در خاورمیانه، جایی که روابط بین ایران، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل از قبل پیچیده است، اتحادهایی که بر اساس زمینههای مذهبی شکل میگیرند، میتوانند تنشها را بیشتر تشدید کنند. با این حال، تجزیه و تحلیل فراتر از احساسات نیز مهم است. هر اشاره ملیگرایانه یا مذهبی لزوماً به سیاست جنگی تبدیل نمیشود. اغلب، بین روایت سیاست داخلی و سیاست خارجی عملی تفاوت وجود دارد. در نظام جهانی، منافع اقتصادی، روابط تجاری و فشارهای دیپلماتیک عواملی هستند که مانع از رویارویی تمام عیار هر کشوری میشوند.خطر واقعی زمانی ایجاد میشود که کمپینهای سیاسی منفی، روایتهای رسانهای و احساسات مذهبی یکدیگر را تقویت کرده و دشمن را به عنوان دشمن دائمی معرفی میکنند. در چنین فضایی، حتی یک سوءتفاهم یا یک حادثه مرزی میتواند به یک بحران بزرگ تبدیل شود. این بار نه تنها بر دوش دولتها، بلکه بر دوش مردم، اقتصاد و صلح منطقه نیز میافتد. چالش پاکستان در این زمینه دوگانه است: از یک سو، نگرانیهای امنیتی و از سوی دیگر، تعادل ثبات داخلی و دیپلماسی بینالمللی. اگر قطببندی سیاسی به دلایل مذهبی در منطقه افزایش یابد، پاکستان نیز باید به جای واکنش احساسی، یک استراتژی محتاطانه و مسئولانه اتخاذ کند تا تنشها کاهش یابد، نه افزایش.جهان در حال حاضر در بسیاری از جبههها دچار تفرقه است. در چنین شرایطی، بزرگترین آزمون برای هر رهبری این است که از چنین روایتهایی در سیاست داخلی برای محبوبیتی که در سطح جهانی آتش میافروزد، استفاده نکند. قدرت ممکن است مزایای موقت داشته باشد، اما تاریخ نشان میدهد که صلح پایدار تنها از طریق مدارا، گفتگو و رهبری مسئولانه حفظ میشود.سفر نارندرا مودی به اسرائیل بار دیگر سیاست جنوب آسیا و خاورمیانه را به موضوع بحث جهانی تبدیل کرده است. روابط بین هند و اسرائیل در دو دهه گذشته به ویژه در زمینههای دفاع، فناوری، کشاورزی و امنیت سایبری به طور قابل توجهی تقویت شده است. اما این نزدیکی از سوی برخی به عنوان چالشی جدید برای تعادل استراتژیک منطقه تلقی میشود. اسرائیل شریک کلیدی هند در فناوری پیشرفته دفاعی و همکاری اطلاعاتی است. تخصص اسرائیل در فناوری پهپاد، سیستمهای موشکی و نظارت سایبری نقش کلیدی در استراتژی امنیتی هند دارد. از سوی دیگر، اسرائیل، هند را به عنوان یک بازار بزرگ، حمایت دیپلماتیک و دروازهای برای نفوذ در آسیا میبیند. این رابطه صرفاً مبتنی بر منافع متقابل است، اما پیامدهای استراتژیک آن را نمیتوان انکار کرد. برخی از تحلیلگران معتقدند که اگر این همکاری از نظر نظامی تعمیق یابد، میتواند پیامدهایی برای توازن قدرت در خاورمیانه و جنوب آسیا داشته باشد. کشورهایی مانند ایران، کشورهای خلیج فارس و به ویژه پاکستان این تغییر در صفبندی را در چارچوب منافع خود میبینند. با این حال، این ادعا که هند آشکارا از ایجاد یک «دولت طرفدار اسرائیل» در یک کشور خاص حمایت میکند، در حال حاضر توسط شواهد معتبر بینالمللی پشتیبانی نمیشود و به نظر میرسد بیشتر بخشی از روایت سیاسی است. برخی محافل، حوادثی مانند دستگیری شهروندان هندی در قطر و امارات را به فعالیتهای پنهانی مرتبط میدانند، اما چنین مواردی معمولاً در حوزههای حساس دیپلماتیک و حقوقی قرار میگیرند و جزئیات کامل آنها در دسترس عموم نیست. هنوز زود است که آنها را مدرک قطعی یک طرح جهانی گستردهتر بدانیم.در زمینه غزه و کشمیر اشغالی، رسانههای مختلف بینالمللی، از جمله الجزیره، گزارشهای انتقادی شدیدی را نیز گزارش کردهاند. با این حال، ادعاهایی مانند «همکاری در نسلکشی» ادعاهای جدی هستند که بدون دادگاههای بینالمللی و تحقیقات مستقل، صدور نظر نهایی در مورد آنها دشوار است. چنین اظهاراتی میتواند احساسات جهانی را شعلهور کند و اضطراب را در بلوکهای مختلف، از جمله جهان اسلام، افزایش دهد. سوال واقعی این است که آیا این اتحاد نوظهور، جهان را به سمت جنگ سوق میدهد؟ سیاست جهانی امروز وارد مرحله چندقطبی شده است، جایی که ایالات متحده، چین، روسیه، اتحادیه اروپا، هند و قدرتهای خاورمیانه بر اساس منافع خود، اتحادهای جدیدی تشکیل میدهند. هر اتحاد جدیدی لزوماً به جنگ منجر نمیشود، اما اگر شفافیت، تعادل دیپلماتیک و حساسیت منطقهای نادیده گرفته شود، تنشها میتوانند تشدید شوند.این یک فکر هوشیارانه برای رهبران جهان است که هنگام ایجاد توازنهای جدید قدرت، صلح منطقهای، حقوق بشر و قوانین بینالمللی را در اولویت قرار دهند. همکاری هند و اسرائیل میتواند نقش مثبتی ایفا کند اگر محدود و شفاف به فناوری، کشاورزی و توسعه اقتصادی باشد، اما اگر نفوذ آن به محور نظامی محدود شود، ممکن است سوءظنها و بدگمانیها در منطقه افزایش یابد. راه عاقلانه برای پاکستان، تقویت دیپلماسی منطقهای، اولویت دادن به ثبات اقتصادی و اتخاذ موضعی متعادل و اصولی در مجامع جهانی است. قدرت را نمیتوان همیشه با قدرت، بلکه با تدبیر، قدرت اقتصادی و استراتژی دیپلماتیک نیز پاسخ داد. وضعیت فعلی مطمئناً زمان نگرانی رهبران جهان است، زیرا یک گام نامتعادل میتواند نه تنها منطقه، بلکه صلح کل جهان را نیز تحت تأثیر قرار دهد[1]. تحلیلگران پاکستانی معتقدند که سیاست هند تأثیر عمدهای بر سیاست خارجی پاکستان دارد، در حالی که روابط رو به رشد هند با اسرائیل نه تنها تجاری، بلکه فرهنگی، ایدئولوژیک و دفاعی نیز هست، همانطور که از لباس زرد همسر نتانیاهو در سفر اخیر مودی به اسرائیل و گلهای زرد روی جیب کت مودی یا حضور ناگهانی نتانیاهو در مقابل مودی با لباس هندی مشهود است. به هر حال، یکی رئیس یک سازمان تروریستی مانند(BJP) است، در حالی که دیگری رئیس یک سازمان تروریستی مانند صهیونیسم است. یکی با اشغال غیرقانونی سرزمین های فلسطین به مسلمانان مظلوم آنجا ظلم میکند، در حالی که دیگری با اشغال غیرقانونی سرزمین های کشمیر به مسلمانان مظلوم آنجا ظلم میکند. هر دو برنامه اسلام هراسی دارند و هر دو تهدیدی برای صلح منطقه ای و جهانی هستند،اما نزدیکی هند به اسرائیل، دولت کنونی پاکستان را مجبور خواهد کرد که سیاست محرمانه خود را که به دلیل رفاقت صمیمانه خود با اعراب، در قبال ایالات متحده و اسرائیل داشته است، تجدید نظر کند، زیرا پاکستان باید این فکر بکند که چگونه اسرائیل می تواند بدون تأیید ایالات متحده، این همه لطف به هند بکند و آیا دوستی هند و اسرائیل تهدیدی برای پاکستان نیست؟ اگر اینطور نیست، چرا هند با اسرائیل قراردادهای دفاعی امضا میکند و با گرفتن سلاح و تجهیزات دفاعی میلیاردی از آن، با آن چه خواهد کرد؟سیاست ترامپ در قبال پاکستان از این واقعیت به وضوح آشکار است که او با افزایش تعداد هواپیماهای سرنگون شده هند توسط پاکستان، هر روز، پاکستان را تحقیر میکند، در حالی که ادعا میکند جنگ هند و پاکستان را وی متوقف کرده است.
این نویسنده پاکستانی در مقاله خود به بررسی سفر اخیر نارندرا مودی، نخست وزیر هند به رژیم صهیونیستی پرداخته و پیامدهای گسترده آن را برای منطقه روشن کرد. در پایان مقاله، نظرات برخی از تحلیلگران نیز اشاره شده است.
کد خبر 26237
نظر شما